خاطرات یک رزمنده رمضانی با امام خمینی

[ad_1]

پس از اقامه نماز کلیسا سر سفره افطار نشستیم و شهیدان سید حسین میرزی و غلامرضا کیانپور مقداری غذا به عنوان تبرک به منزل بردند. آنها هم می خواهند خانواده شان سر سفره پسر زهرا (س) غذا بخورند.

به گزارش ایسنا، سردار علی فضلی، شهید سید حسین میرزی را از رزمندگان لشکر 10 سیدالشهدا(ع) توصیف و خاطرنشان کرد: شهدای میرزی در کنترل جبهه حق علیه باطل بسیار مؤثر هستند و همواره مورد اعتماد امام در پاسداشت مقدس هستند. وی با وجود آگاهی از مسائل سیاسی، هیچ گاه در این مسیر بر خلاف برنامه های رهبری نرفته است. او فهیم، فهمیده و دلسوز است و توسعه روش های نوین دفاعی، حضور در خط مقدم و عملیات شبانه مهمترین برنامه شهید میر رضی برای ثبت وقایع دفاع از میهن اسلامی است. که همیشه دنبالش می کرد. شهید سید حسین میرزی در مراسم حج سال 1365 از طریق سپاه به شرفیاب اعزام شد و با روحیه بالا به میدان نبرد اعزام شد. در مقابل رفیق پرسید: «زائران

شهید سید حسین میرزی پنج سال متوالی در خط مقدم بوده و هفت بار مجروح شده است اما هیچ گاه از رسیدن به هدف خود یعنی تثبیت انقلاب اسلامی کوتاه نیامده است. در عملیات کربلای 5 در شرق بصره، زمانی که رزمندگان قصد حمله به دشمنان خود را داشتند، همرزمانشان به آنها گفتند که به خط مقدم نروید. حداقل باید ببینم دشمنان چند نفر هستند. حسینی از رزمندگان می گوید: «وقتی سید میر رضی جلو رفت، ما به سمت او شتافتیم. جنازه مطهرش را در آغوش گرفتم و گفتم حاجی برای من دعا کن و ایشان فرمودند: التماس دعا، اما من کی هستم که التماس دعا برای من بکن.

باقری یکی دیگر از همرزمان شهید سید حسین میرزی با اشاره به دیدار رزمندگان با امام خمینی (ره) در ماه مبارک رمضان می گوید: «شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بود که حسین(ع) شب را دید، نزد من آمد. و گفت: «بریم؟» از دیدن اما دلم سوخت، اما من کارمند سپاه نیستم و بدون این کارت امکان پذیر نیست.

گفتم: کارت ندارم! سيد حسين گفت: نبايد كار تو باشد، با اصرار مرا هل داد، برو، تازه فهميدم نقشه اش چيست، كارت را نگرفتم، نمي توانم قبول كنم كه سر بزنم، اما. و او باید پشت در باشد.

بعد یکی از دوستانش را دیدیم. میر رضی را می شناخت. وقتی فهمید گفت من خانه دار هستم ولش کن. با کمک او هر دو توانستیم با یک کارت از اما خود استقبال کنیم. پس از اقامه نماز کلیسا سر سفره افطار نشستیم و شهیدان سید حسین میرزی و غلامرضا کیانپور مقداری غذا به عنوان تبرک به منزل بردند. آنها هم می خواهند خانواده شان سر سفره پسر زهرا (س) غذا بخورند.

وقتی مراسم تمام شد با عجله به خانه برگشتیم. سید ساعتی در کنار همسر و فرزندانش ماند و سپس به سپاه بازگشت تا شب را با سپاه زنده کند. سید در تعطیلات طولانی و بیشتر در دفتر سپاه در خانه نمی ماند. زمانی بود که علت را از او پرسیدم، گفت: نمی خواهم فرزندانم به من وابسته باشند زیرا جدا شدن از آنها برایم بسیار سخت است.

انتهای پیام/

[ad_2]
Source link

درباره ی admin_asooweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.